چرا شرکتهای خوب و موفق که کارهای درستی انجام میدهند، بازهم شکست میخورند یا رهبری بازار خود را در برابر رقبای ناخوانده از دست میدهند؟ در “معمای نوآور”، کلیتون کریستنسن نشان میدهد که چگونه همان اقدامات خوبی که منجر به موفقیت یک کسبوکار میشود، میتواند در نهایت منجر به از بین رفتن آن شود ( به افسانه ایکاورس مراجعه کنید) – این معمای نوآور است. این کتاب مجموعهای از قوانین را ارائه میدهد که مدیران عامل، کارآفرینان و رهبران میتوانند برای حل این معما از آن استفاده کنند. سوال اساسی این است که چرا شرکتهای بزرگ با وجود انجام همه کارهای “درست” شکست میخورند.
کریستنسن تحقیقات خود را با استفاده از صنعت هارد دیسک، که با تغییرات گسترده و سریع شناخته میشود، آغاز کرد:
- بین دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰، قیمت هر مگابایت (MB) ذخیره اطلاعات در هر فصل حدود ۵٪ کاهش مییافت، در حالی که میزان اطلاعات در یک اینچ مربع از سطح دیسک به طور متوسط سالانه ۳۵٪ افزایش مییافت.
- بین سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۹۵، همه ۱۷ شرکت (نسبتاً بزرگ) این صنعت – به جز IBM – شکست خوردند یا خریداری شدند. ۱۰۹ شرکت دیگر از ۱۲۹ شرکت تازه وارد نیز شکست خوردند.
این شرکتها شکست خوردند زیرا نتوانستند با تغییرات فناری همسو شوندد. آنها به دلیل معرفی “فناوریهای دگرگون ساز”(Disruptive Innovation) در صنعت خود شکست خوردند.
چگونه شرکتهای بزرگ میتوانند شکست بخورند
به طور خاص، دو اصل مدیریت ذیل برای موفقیت شرکتهای پیشرو حیاتی است. با این حال، همین دو اصل دلیل مرگ آنها در مواجهه با تغییرات غیرمنتظره فناوری نیز هستند:
- همیشه به نیازهای بهترین مشتریان خود گوش دهید و به آنها پاسخ دهید.
- سرمایهگذاری خود را بر نوآوریهایی متمرکز کنید که بالاترین بازده را ایجاد میکنند.
فناوریهای تثبیت کننده در برابر فناوریهای دگرگونساز
باید بین ۲ فناوری متفاوت به شکلی استراتژیک تمایز قائل شد. شرکتهای جاافتاده عموماً با استفاده از نوآوریهای تثبیت کننده سعی میکنند تازهواردان را شکست دهند، اما به دلیل نوآوریهای دگرگونساز، موقعیتهای رهبری خود را از دست میدهند.
[توجه: فناوری به “فرایندی گفته میشود که طی آن یک سازمان، نیروی کار، سرمایه، مواد و اطلاعات را به محصولات و خدمات با ارزشتر تبدیل میکند”. نوآوری به تغییر در یکی از این فناوریها اشاره دارد].
نوآوریهای دگرگونساز اغلب از نظر فناوری ساده هستند، به عنوان مثال رایانههای شخصی در مقابل مینفریمها. آنها معمولاً ترکیب جدیدی از اجزا به شکلی خارج از چارچوبهای رایج ارایه میدهند که استفاده از آنها ارزانتر، سادهتر، کوچکتر و راحتتر است. آنها نمی توانند نیازهای بازارهای اصلی را برآورده کنند، اما برای مصرف کنندگان حاشیه بازار ارزشآفرینی میکنند و از این رو بازارهای جدیدی خلق میکنند (که در ابتدا برای شرکتهای جاافتاده فعلی جذابیتی ندارند). با گذشت زمان، میتوان آنها را بهبود بخشید تا بازارهای قدیمی را در اختیار بگیرند.
این کتاب به گفته مجله فوربس یکی از ۶ کتاب تاریخ کسبوکار است که هر مدیرعامل، کارآفرین، نوآور و مدیر میانی در حوزه فناوری و مهندسی باید آن را مطالعه کند. ما مقالات متعددی در حوزه بینش براساس مطالعات و تحقیقات بی پایانمان تهیه کرده و خواهیم کرد که به مرور منتشر خواهیم کرد.
ما رویکردهای گستردهای در حوزه مشاوره و رصد فناوری و تکنولوژی براساس مجموعهای از فعالیتهای تحقیقاتی مان توسعه دادهایم که میتواند راه گشای شرکتهای پیشرو باشد.



