فصل دهم- سایبرنتیک؛ سیستم، کنترل، ارتباط و تولد نگاه بازخوردی

۱۰.۱. مقدمه: چرا سیستمها به مفهوم کنترل نیاز پیدا کردند؟ ۱۰.۱.۱. از ساختار به رفتار: محدودیت نگاه ساختاری در فصلهای پیشین دیدیم که چگونه تفکر سیستمی از دل تحولات تاریخی اندیشه علمی سربرآورد و نظریه عمومی سیستمها کوشید زبان مشترکی برای مطالعه سیستمهای مختلف فراهم کند. اما پرسشی بنیادین باقی میماند: اگر سیستمها صرفاً ساختارهایی […]
فصل نهم- نظریه عمومی سیستمها؛ نخستین تلاش برای ایجاد زبان مشترک علمی:بخش دوم

۹.۶. مفهوم همریختی: شباهت ساختاری میان سیستمها ۹.۶.۱. همریختی: وعده یک زبان مشترک مفهوم «همریختی» (isomorphism) — یعنی شباهت ساختاری میان سیستمهایی که از نظر ماهیت مادی متفاوتاند — یکی از جسورانهترین و در عین حال بحثبرانگیزترین ایدههای GST است. این مفهوم، ریشه در ریاضیات دارد، جایی که همریختی به نگاشتی میان دو ساختار اشاره […]
فصل نهم- نظریه عمومی سیستمها؛ نخستین تلاش برای ایجاد زبان مشترک علمی:بخش اول

۹.۱. مقدمه: مسئلهای که نظریه عمومی سیستمها میخواست حل کند ۹.۱.۱. بحران پراکندگی دانش در نیمه اول قرن بیستم فصل هشتم نشان داد که تفکر سیستمی حاصل یک تحول تدریجی در فلسفه و علم بود؛ تحولی که از تمرکز صرف بر اجزا به سمت توجه به روابط، سازمانیافتگی و کلها حرکت کرد. اما این تحول، […]
فصل8- ریشههای فلسفی و علمی تفکر سیستمی؛ از کلگرایی تا نظریه سیستمها

۸.۱. مقدمه: چرا ریشههای تفکر سیستمی را باید عمیقتر کاوید؟ ۸.۱.۱. نقد روایتهای سادهانگارانه از تولد تفکر سیستمی روایت رایجی که در بسیاری از متون مقدماتی تفکر سیستمی تکرار میشود، چنین است: «تفکر سیستمی در دهه ۱۹۵۰ توسط لودویگ فون برتالانفی و با نظریه عمومی سیستمها بنیانگذاری شد.» این روایت، نه فقط از نظر […]