تاثیر ماندگار کلیتون کریستنسن بر نحوه تفکر ما در مورد نوآوری

کتاب معمای نوآور یک کار انقلابی بود و توضیح میداد که چگونه شرکتهای خوب بواسطه رقابت جدیدی که در پی نوآوری ایجاد میشد، شکست میخورند. این ممکن است موضوعی به نظر برسد که در درجه اول مورد علاقه کارآفرینان فناوری یا دانشکدههای کسبوکار باشد، اما گذر زمان نشان داد که نوآوری موضوعی همه گیر است که بر زندگی همه تأثیر میگذارد. نظریه کریستنسن درباره “نوآوری دگرگون ساز”( که در بعضی از متون به اشتباه نوآوری مخرب یا اخلالگر میگویند) برای هر کسی که علاقهمند به نوآوری است، ضروری است و تفکر رهبران کسبوکار بسیاری را در سراسر جهان شکل داده است.
نوآوری دگرگون ساز نیاز به رهبری دگرگون ساز دارد

سفر نوآوری دگرگون ساز چالشهای سختی را به همراه خواهد داشت. نوآوری تحول آفرین غالباً تحت تاثیر مجهولات شناخته شده و مجهولات ناشناخته شکل میگیرد. بزرگترین چالش این است که فرآیندهای منسوخِ بدون تأثیر در کسبوکار فعلی را کنار میگذارد و در عین حال فرآیندهای اساساً جدیدی را شکل میدهد. آن زمان است که رهبری نقش تغییر دهنده بازی را ایفا میکند. نوآوری دگرگون ساز نیاز به رهبری دگرگون ساز دارد. رهبری دگرگون ساز را میتوان از طریق چهار ویژگی مشخص کرد: پیگیری، شجاعت، تنوع و صداقت.
حقایقی جاودانه در مورد نوآوری دگرگون ساز

“نوآوری دگرگون ساز فرایندی را توصیف میکند که طی آن یک محصول یا خدمت در ابتدا با تکیه بر فناوری برای کاربردهای ساده و مورد انتظار مشتریان در حاشیه پایین بازار (محصولات با مشخصات ساده و قیمت پایین) شکل میگیرد – معمولاً با ارزانتر و در دسترستر بودن – و سپس بی وقفه به سمت بالای بازار (محصولات با مشخصات بیشتر و قیمت بیشتر) حرکت میکند و سرانجام رقبای جا افتاده را کنار میزند.”
چهار روش برای مقابله با چالش تغییرات دگرگون ساز

یکی از رایج ترین نگرانیهایی که از مدیران میشنویم این است که “وقتی یک بحران یا چالش غیرمنتظره بخشی از سازمان را به هم میریزد، به دنبال تثبیت کلی سازمان خود هستند.” واقعیت تغییر مداوم و ظهور دگرگونسازهای جهان پیرامون ما سبب میشود تا مدیران با این واقعیت روبرو شوند که باید مواجهه با تغییرات دگرگون ساز را به عنوان یک شیوه زندگی بپذیرند.