هزینه یابی مبتنی بر فعالیت زمان مبنا

روشی ساده و قدرتمند جهت دستیابی به سودی بیشتر

اکثر افراد با ضرب المثل معروف “زمان پول است” آشنا هستند. در حسابداری مدیریت، هزینه‌یابی بر اساس فعالیت زمان محور (TDABC) ثابت می‌کند که این گفته درست است – نه تنها در زندگی، بلکه در همه صنایع و برای همه اندازه کسب‌وکارها.

TDABC یک روش بسیار خوب برای مدیریت منابع محدود سازمانی است. استفاده و بکارگیری TDABC  و شاخص‌های کلیدی عملکرد به شما کمک می‌کند تا ببینید چقدر شرکت وقت تلف شده و ارزش از دست رفته دارد و در عین حال نحوه کاهش هزینه‌های غیر ضروری را به شما نشان دهد. قبل از اینکه با چالش‌های اصلی شرکت خود روبرو شوید، این امکان را به شما می‌دهد تا جریان نقدینگی را بهبود بخشیده و سودآوری را افزایش دهید.

بسیاری از شرکت‌ها توانسته‌اند به کمک این روش فرصت‌های درآمدزایی بسیاری را تجربه کنند. این شرکت‌ها از طریق کنار گذاشتن مشتریان و فعالیت‌های غیرسودآور،  بهبود فرآیند در کف سازمان، طراحی‌های محصول با هزینه کم تر و تعیین تنوع منطقی پورتفولیوی محصولات به سود بیشتر دست یافته‌اند. این روش به شما کمک می‌کند تا با کاهش هزینه و افزایش درآمد، ارزش آفرینی بیشتری داشته باشید.

سیستم‌های سنتی هزینه‌یابی استاندارد تنها سه نوع هزینه را در نظر می‌گرفت: دستمزد، مواد و سربار. اما سیستم‌های هزینه‌یابی استاندارد با استفاده از سنجه‌هایی که اطلاعات آنها در گذشته ثبت شده بودند،  هزینه‌های غیرمستقیم و پشتیبان را تخصیص می‌دادند.

اما امروز شرکت‌ها از استراتژی تولید انبوه به سمت استراتژی سفارشی‌سازی و ارایه محصولات متنوع براساس نیازهای اختصاصی مشتری متغییر مسیر داده‌اند. استراتژی‌ها مشتری محور تلاش می‌کنند تا با ارایه خدمات و محصولات متنوع،  مشتریان جدید جذب کرده، مشتریان فعلی را حفظ کرده و کسب و کار را رشد دهند. نتیجه این رویکرد عبارت بودند از:

 

  • تولید و نگهداری تنوع گسترده تری از محصولات
  • پشتیبانی و تقویت کانال‌های ثبت سفارش و پیگیری سفارش
  • تولید و تحویل محصولات در اندازه دسته‌های کوچکتر
  • تحویل مستقیم محصولات به مشتریان نهایی، و اغلب در بازه‌های زمانی اندک

همه این خدمات جدید در میان مشتریان ارزش و وفاداری ایجاد می‌کردند، اما هیچ یک از آنها رایگان بدست نمی‌آمد. شرکت‌ها برای افزایش تنوع محصولات و ارایه گزینه‌ها مشخص‌ها و خدمات جدید مجبور بودند تا در سراسر  فرایندهای خود از مهندسی و برنامه‌ریزی گرفته تا انبارش و بسته بندی و توزیع و بازاریابی خود منابع سربار بیشتری را تغذیه کنند. با توجه به اینکه شرکت‌ها تنوع محصولات، مشتریان و کانال‌های توزیع خود را افزایش داده بودند سیستم هزینه‌یابی سنتی دیگر پاسخگو نبود.

در واقع سیستم‌های هزینه‌یابی استاندارد تبلوری از واقعیات اقتصادی شرایط زمانی اوایل تا نیمه دوم قرن بیستم بود. تغییرات محیطی و شتاب رقابت، تحولات فناوری و محیط اقتصاد کلان سبب می‌شد تا نیازمند سیستم‌های چابکی باشیم که در کوتاه ترین زمان ممکن امکان تحقق استراتژی‌ها را فراهم کند.

 

هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت زمان مبنا چیست؟

 

در روش‌های سنتی، ابتدا هزینه‌ها را به فعالیت‌ها و سپس به محصولات و مشتریان تخصیص می‌دهند. اما در مدل TDABC  ابتدا به طور مستقیم منابعی را که برای هر فرآیند، محصول یا مشتری لازم است را برآورد می‌کنند. برای هر گروه از منابع تنها دو معیار مورد توجه قرار می‌گیرد: هزینه یک واحد زمانی از ظرفیت عملی، و میزان واحد زمانی مصرف شده، از ظرفیت منابع برای یک محصول، خدمت یا مشتری. 

هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت زمان‌مبنای کسب‌وکارها  به صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، متوسط ​​و بزرگ به طور یکسان درک کاملی از هزینه واقعی تولید محصول، ارائه خدمات و فعالیت‌های انجام شده در داخل شرکت‌هایشان می‌دهد. برای تحقق این امر، TDABC  بر رابطه بین اندازه‌گیری زمان و هزینه تمرکز می‌کند تا هزینه محصولات یا خدماتی را که شرکت تولید می‌کند تعیین کند.

این روش این امکان را می‌دهد تا هزینه‌یابی و تحلیل سودآوری را به تفکیک موارد ذیل اندازه‌گیری و تحلیل کنیم:

 

  • محصول یا خدمت
  • مشتری
  • فرآیند و فعالیت
  • واحد کسب‌وکار
  • یک دپارتمان یا واحد سازمانی
  • بخش بازار
  • و غیره

 TDABC  می‌تواند در موارد زیر مورد استفاده قرار گیرد:

  • تحلیل روابط با مشتریان کم سود ر و قیمت‌گذاری مجدد
  • ارزیابی و بهبود ساختار قیمت گذاری
  • بهبود فرایندها به منظور افزایش حاشیه سود
  • کاهش هزینه طراحی و تولید محصول
  • بهینه‌سازی محصول یا خدمات برای بیشینه‌سازی درآمد
  • تعیین سیاست‌های حقوق و دستمزد براساس سودآوری آنها و کاهش هزینه‌های سربار

با مدل‌های هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت‌ سنتی، بسیاری از کسب‌وکارها سعی می‌کنند با بررسی میزان زمان صرف شده کارکنان، زمان صرف شده برای فعالیت‌های خاص را تخمین بزنند.

به عنوان مثال، فردی که در کسب‌وکارهای خدماتی کار می‌کند ممکن است 45٪ از وقت خود را برای مشتری ، ۳۰٪ برای مشتری B و 25٪ برای مشتری C صرف کند. در واقع، اکثر کارکنان، به طور متوسط ​​، فقط 80 تا 85 درصد از زمان خود را صرف ایجاد درآمد مرتبط با وظایف خود می‌کنند (به این می‌گویند زمان تولید یا ظرفیت عملی). 10 تا 15 درصد دیگر از زمان کارگران ممکن است در آموزش، جلسات کارکنان، زمان استراحت، انتقال بین وظایف، صحبت با همکاران، توضیح دستورالعمل‌ها، پاسخ به ایمیل یا انجام سایر کارهای غیر اختصاصی صرف شود.

تفاوت بین زمان تولید و زمان غیرمولد را نرخ بهره‌برداری می‌نامند که نشان می‌دهد کارکنان تا چه میزان برای شرکت درآمد ایجاد می‌کنند. نرخ استفاده همچنین نشان می‌دهد که در کجا حاشیه سود کاهش می‌یابد و زیان رخ می‌دهد.

علاوه بر مسئله تعیین ظرفیت استفاده نشده، هنگام استفاده از هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت سنتی، صاحبان کسب‌وکارها نیز باید تفاوت بین وظایف را در سطح دقیق‌تری در نظر بگیرند.

به عنوان مثال، در یک شرکت فناوری اطلاعات، همه مشتریان ممکن است برابر به نظر برسند، اما همه کسب‌وکارها یکسان نیستند. رسیدگی به مشتریانی که فقط راه اندازی یک نرم افزار را خریداری می‌کنند به زمان بسیار کمتری نسبت به مشتریانی که خدمات اضافی خریداری می‌کنند، مانند راه اندازی و پیکربندی سرور، آموزش یا پیاده‌سازی امنیت شبکه نیاز دارند.

یکی از کاربردهای بسیار مهم این تکنیک بودجه‌ریزی مبتنی بر فعالیت (ABB) است. این رویکرد به ما کمک می‌کند بودجه‌ریزی را به شکل دقیقتری از نظر پتانسیل تاثیر‌گذاری هزینه کرد بر ارزش آفرینی و سودآوری انجام دهیم.

شرکت‌ها با پیاده‌سازی سیستم هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت زمان مبنا به منافع ذیل دستی می‌یابند:

 

  • بهبود فرآیندهای داخلی
  • شناسایی مشتریان و بخش‌های سودآور و غیر سودآور،‌ در راستای رشد مشتریان سودآور و کمینه ساختن ضرر‌های ناشی از مشتریان غیر سودآور
  • قیمت‌گذاری محصولات و خدمات به شکلی پویا
  • بهینه‌سازی و طرح‌ریزی عملیات
  • اندازه‌گیری ظرفیت و بهینه‌سازی بهره‌برداری ظرفیت و فرآیند برون سپاری
  • پشتیبانی از راه‌حل‌های مدیریت استراتژیک و تصمیم‌گیری همانند مدیریت کارت امتیازی متوازن،‌ بودجه بندی، پیش بینی

گروه ناب با استفاده از مدل TDABC مشتریان را قادر می‌سازد تا سودآوری خود را بیشینه ساخته، فرصت‌های بهبود سودآوری در سراسر سازمان را شناسایی کرده و مشتریان را در اتخاذ تصمیمات مبتنی بر واقعیت و مسترم برای بهبود سود و درآمد هر سهم (EPS)  توانمند می‌کنیم.

خدمات مشاوره گروه ناب شامل:

 

  • ایجاد یک مدل صحیح هزینه و سودآوری از تولید و تحویل محصولات و خدمات،‌ و مدیریت ارتباط با مشتریان
  • ایجاد معیارهای جدید همانند درصد مشتریان غیرسودآور و مقادیر سود از دست رفته ناشی از ارتباط با مشتریان غیرسودآور در منظر مشتری کارت امتیازی متوازن
  • تخصیص پویای هزینه‌ها در سطح تراکنشات و اندازه‌گیری سودآوری در سطح مشتریان
  • تجزیه و تحلیل‌های اگر و آنگاه در مورد قیمت گذاری‌های پویا
  • بودجه‌ریزی مبتنی بر فعالیت(ABB)
  • انجام هدفمند پروژه‌های بهبود فرآیندهای کسب‌وکار همانند شش سیگمای ناب،‌ مدیریت زنجیره تامین و غیره

بینش‌های مرتبط

3-Factors-of-a-Blue-Ocean-Strategy

نقشه ذهنیِ رهبری اقیانوس آبی

رهبری اقیانوس آبی می‌تواند به سازمان‌ها در آزاد کردن و تحقق اقیانوس ...
Water-Sea---2560x1600---1610-2560x1600

عملیاتی کردن رهبری اقیانوس آبی

رهبران اقیانوس آبی برنده می‌شوند، زیرا وقت و تلاش آنها از فعالیت‌های ...
The true blue ocean – ProjectVRM

سیاست اقیانوس آبی: پیروزی ترودو ...

ترودو، با توجه بیشتر به افراد غیر رأی دهنده، در خلاف جهت سیاسیون سنتی ...
Inspiring-_-TBS-Education

نوآوری دگرگون ساز نیاز به ...

سفر نوآوری دگرگون ساز چالش‌های سختی را به همراه خواهد داشت. نوآوری تحول ...

کتاب های نابمدیریت استراتژی

اجرای استراتژیبودجه ریزی و هزینه یابی